عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
137
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
از مورخين باشتباه افتاده و در تأليفات خود نوشتهاند كه آن حكيم در ايام محبوسى وفات كرده « » ( قال ابن خلكان و كان الشيخ كمال الدين بن يونس يقول ان مخدومه سخط عليه و اعتقله و مات فى السجن و نيز بعضى از شعرا گويد ( ما نفع الرئيس من حكمه الط ) * * ( ب و لا حكمه على النيّرات ) ( ما شفاه الشفاء من الم المو ) * * ( ت و لا نجاه كتاب النجات ) بالجمله آن فيلسوف دانا با وصف اينكه اغلب اوقات متحمل زحمت مسافرت و يا متقلد امور وزارت بود از تدريس و تأليف آنى غفلت نمىورزيد و بيشتر از تصانيف خود را در اوقات وزارت و يا در زمان محبوسى و يا ايام مسافرت پرداخته چنانچه متجاوز از صد جلد از مطولات و مختصرات تأليفات آن طبيب اريب در ميان حكما منتشر است * در مذهب و طريقهء وى مورخين را اختلاف بسيار است آنچه اقرب به صحت است چنانچه قاضى نور اللّه شوشترى نيز تصريح بر اين مطلب فرموده شيعى مذهب بوده اكر كسى مؤلفات آن بزركوار را بدقت ملاحظه نمايد و امتناع وى را از رفتن حضور سلطان محمود كه سنى متعصب بوده و پيوستن او را بر سلاطين ديالمه كه مذهب تشيّع داشتند بخاطر آورد و برخى از اشعار ويرا ببيند شيعه بودن او را تصديق خواهد نمود ولى با وجود اينهمه فضايل و مناقب كه در معقول و منقول و فقه و اصول سرآمد عصر خود بلكه وحيد اعصار بود مطاعنى چند بوى ذكر كردهاند من جمله شدّت ميل او است بمعاشرت نسوان چنانچه تمامى حكماى معاصرين وى بر حدوث مرض موت او كثرت مقاربت زنان را سبب نوشتهاند « » ديكر اختيار او است ملازمت و خدمت سلاطين را كه در حقيقة اين امر با مقامات علميّه او بسى منافات داشته چنانچه دو مرتبه در دربار شمس الدوله ديلمى و يك مرتبه در حضرت علأ الدوله ابن كاكويه متصدى شغل وزارت كرديد و از اين شغل چه صدمات بر خود هموار كرد و چه نكبتها بر خويش وارد آورد كاهى در خانهء ابو غالب عطار مختفى و كاهى در قلعهء بردجان محبوس كشت و در ايام وزارت شمس الدوله خانهاش بيغما رفت و لشكريان بسدد قتلش برآمدند « »